در حال بارگذاری
در میان سطرهای باستانی شاهنامه جایی خالی مانده است برای عشق من و تو نه همچون سلیم و میترا که عشقشان در آتش سوخت نه چون رستم و تهمینه که شبی در کار بود و رفتن نه مانند زال و رودابه که اژدها میانشان ایستاد نه همسان بیژن و منیژه که زندان سرنوشتشان شد عشق ما باید با مرکب زرین نوشته شود در کنار آن افسانههای کهن چون ما نه از پهلوانانایم نه از شاهزادگان تنها دو انسان معمولی که عشقمان غیرمعمولی است فردوسی اگر زنده بود مینوشت که چگونه در زمانهای که عشق کالا شده ما همچنان معنای واژهی عاشقی را زنده نگه داشتیم و این داستان ما شایستهی جاودانگی است در کنار اسطورههای بزرگ