### رجزِ خندهدار با كت و شلوار و اخمِ گنده، اومد وسطِ میدون گفت: «منم قهرمانِ دنیا!» دنیا خندید از تهِ جون از بمبِ مادر گفت و گفت: «همه باید بترسن!» ما گفتیم: «اول آرومتر حرف بزن، بعد دنیا رو بلرزون!» سگ زردِ قصه، هی پارس میکنه از پشتِ شیشه هرچی رجز میخونه، صداش از ادعاش ریزه تو از چی میترسونی؟ از دودِ حرف و بادِ شعار؟ ما ایستادیم، تو فقط داری میچرخی دورِ مدار! نتانیاهو، این همه خون و آوار، اسمش پیروزی نیست وقتی کودک زیرِ خاکه، هیچ شعاری دلفریبی نیست مردونگی به مشت و تهدید و بمبِ بیشتر نیست آدمی که جانِ بچه رو میگیره، پهلوونِ شهر نیست! ### رپِ آروم *[با لحن نمایشیِ سخنرانی، نه صدای واقعی ترامپ]* «خواهیم… چه خواهد شد؟» — اینو گفتی، خب بگو ما رو از چی میترسونی؟ از صدای توپ و دود؟ هر روز یه رجز تازه، هر شب یه ادعای نو اما پشتِ این هیاهو، سهمِ مردم چیه، بگو؟ تو هی رجز میخونی، ما صدای گریه رو میشنویم از کوچهها، از خونهها، از پشتِ دود بمبِ مادر، لقبِ پرطمطراقِ جنگه ولی مادر، مادره؛ نه اسمِ بازیِ جنگه ترامپ، اینهمه نمایش، اینهمه ژستِ قهرمان دنیا خستهست از تهدید، از آتش و از داستان مارو از چی میترسونی؟ ما خودِ زخمِ زمینیم صلح اگر حرفِ جدیه، پایِ صلح هم میایستیم