یک قطعه رپ فارسی با عنوان «جون میکَنیم» بساز. فضای اثر سنگین، خیابانی، اعتراضی و دردناک باشد؛ با صدای بم و جدی در مقدمه و پایان، رپ سنگین در بند اول، رپ تندتر و قافیههای متراکم در بند دوم، و همخوانی فریادی و کوبنده در ترجیعبندها. در بخش پل، بیت خلوت و اجرای احساسی داشته باش. ترجیعبند پایانی با همخوانی جمعیت و اوج فریاد اجرا شود و در پایان بیت ناگهان قطع شود. متن ترانه دقیقا این باشد: [مقدمه – صدای بم و جدی] این صدا، صدای اوناییه که صبح تا شب میدَوَن ولی آخر شب، بازم با جیب خالی برمیگردن ما تنبل نیستیم… ما فقط زیر بار این زندگی خم شدیم! [بند اول – رپ سنگین و خیابونی] صبح میزنیم بیرون، با یه دنیا فکر و درد شب میایم خونه، میبینیم هیچی عوض نکرد دستامون پینه بسته، کمرامون زیر باره ولی پولی که درمیاد، خرجِ یه روزم کم میاره قیمت نون پریده، سفره هر روز کوچیکتر آرزوهامون پیر شدن، جیبامون هر روز خالیتر یکی دنبال کاره، یکی شرمندهی خونه یکی با مدرکش بیکاره، یکی از غصه میخونه میگن تلاش کن، میگن آیندهت رو بساز با کدوم پول، با کدوم شانس، با کدوم دستِ باز؟ ما که شب و روز دویدیم، پس چرا عقبتریم؟ تا کی از فردای بهتر، وعده بشنویم و پیر شیم؟ [ترجیعبند – فریادی، کوبنده و جمعخوانی] جون میکَنیم، نون درمیاریم، باز بدهکاریم! ما جوونیم، ولی انگار از نفس افتادیم! کار میکنیم، خسته میشیم، آخرش هیچی نداریم ما حق زندگی میخوایم، نه فقط زنده بمونیم! گرونی، بیکاری، بسه این همه فشار! تا کی باید بشکنیم زیر این چرخ روزگار؟ ما صدامون رو بلند کردیم، بشنو این فریاد رو! کی جواب میده به این مردم، این همه بیداد رو؟ [بند دوم – رپ تندتر با قافیههای متراکم] اجاره میره بالا، حقوق همون حقوقه هر چی میدویم، انگار مسیرمون رو به روحه نه، اشتباه شد؛ مسیرمون پر از بنبسته دستای کارگر خسته، دلِ جوونا شکسته یکی با وانت کار میکنه، یکی تو کارخونه یکی آوارهی کاره، یکی بیکار تو خونه یکی قسطاش عقب افتاده، یکی چکاش برگشته یکی از بس که دویده، امیدش از نفس افتاده ما پول مفت نخواستیم، حقِ دسترنج میخوایم یه سقف امن، یه لقمه نون، یه زندگی میخوایم نه اینکه واسه خریدنِ یه چیز ساده و ارزون هزار بار حساب کنیم، آخرش برگردیم خونه [پل – بیت خلوت، صدای احساسی] بابا خستهست، ولی چیزی نمیگه نگاه میکنه به بچهش، بغضش نمیذاره بگه «شرمندهم اگه امشب، نتونستم…» مگه میشه این همه جون بکنی، بازم کم بیاری؟ مگه میشه حق زندگی رو با حسرت بشماری؟ [ترجیعبند پایانی – اوج فریاد با همخوانی جمعیت] جون میکَنیم! (ولی تا کی؟) کار میکنیم! (بهرهش چی؟) عرق میریزیم! (سهممون کو؟) حق زندگی! (جوابمون کو؟) ما گدا نیستیم، ما اهلِ کار و تلاشیم! ما هم حق داریم که یه روز، آسودهخاطر باشیم! صدای ما رو بشنو، این صدای یه نفر نیست! وقتی سفرهها خالیه، درد فقط مالِ یه نفر نیست! [پایان – صدای بم، بیت ناگهان قطع شود] ما از کار کردن نترسیدیم… از این خستهایم که هر چی بیشتر میدویم، رسیدن دورتر میشه. ما زندگی میخوایم… نه فقط زنده موندن!