عکس با Flux Schnell
عکس با Flux Schnell

پیام کاربر

حتماً، بیا داستان رو جمع‌بندی کنیم: علی و آرزو، با دیدن وحشت و نگرانی در چشمان پدربزرگ، بلافاصله متوجه اشتباه بزرگشان شدند. عینک و عصا را با عجله به او برگرداندند و قول دادند دیگر هیچ‌وقت بدون اجازه به وسایل او دست نزنند. پدربزرگ، با لبخندی آرام، آن‌ها را در آغوش گرفت و گفت که مهم‌ترین چیز، درک کردن ارزش چیزها و احترام گذاشتن به آن‌هاست. از آن روز به بعد، علی و آرزو هر وقت به پدربزرگ نگاه می‌کردند، یاد آن روز عجیب و درس مهمی که گرفتند می‌افتادند. نقاشی ازین داستان ، حتما علی و سارا در تصویر باشند. اسم داستان عینک پدر بزرگ است. نقاشی ساده باشد برای دانش آموزان نقاشی لحظه ای را به تصویر بکشد که علی عصا و سارا عینک را به پدربزرگ دارند برمیگردانند. عینک و عصایی که از او برداشته بودند.

مشاهده عکس‌های عمومی