Login Dialog
Athena - Chat with AI
در حال بارگذاری
Athena - Chat with AI
در حال بارگذاری...

پدربزرگ و دختر کنار یک تپهی سرسبز ایستادهاند و پشت سرشان یک دشت عظیم و آسمان نارنجی/صورتی است. پدربزرگ دختر را در آغوش گرفته و روی سرش بوسه میزند. ولی یک چیز خیلی قشنگ اضافه کنیم: نور خورشید دقیقاً از پشت سرشان بیاید و دور بدنشان هالهی طلایی بسازد. دورتر هم چند پرنده در آسمان. طوری که انگار این دو نفر برای چند لحظه از کل دنیا جدا شدهاند.