در حال بارگذاری...

یک تصویر عمودی مناسب استوری با حالوهوای بسیار غمگین، احساسی، خلوت و محترمانه از یادبود پدری زحمتکش بساز. صحنه هنگام غروب در طبیعتی آرام و روستایی باشد؛ آسمان نارنجی و طلایی با ابرهای پراکنده، خورشید نزدیک افق، کوهها و درهای دوردست در مه و سایه، و یک مسیر خاکی که به سمت افق میرود. در سمت چپ تصویر تنه و شاخههای یک درخت بزرگ با برگهای تیره دیده شود. پایین سمت چپ، یک نیمکت یا سکوی سنگی قدیمی قرار بگیرد که روی آن پارچهای تیره افتاده، یک قاب عکس ساده از مردی بدون کلاه و با ظاهر طبیعی و محترمانه تکیه داده شده و چند گل سفید کنار قاب قرار داشته باشد. در مرکز متمایل به راست، پیکر مردی جوانتر با اندامی ظریف و حالتی آرام و خسته، از پشت و رو به افق در حال دور شدن روی مسیر باشد؛ او در نور گرم غروب بهتدریج محو شود تا نمادی از رفتن، فقدان و دلتنگی باشد. نورپردازی سینمایی، گرم اما غمانگیز، با سایههای عمیق و فضای یادبودگونه باشد. متن فارسی را دقیقاً با همین واژهها، بدون تغییر یا ترجمه، در بخش بالایی تصویر با تایپوگرافی خوانا، زیبا و احساسی بنویس و بین سطرها فاصله مناسب بگذار: پدر جان، / بعد از رفتنت خانه هنوز پابرجاست، اما دل من دیگر / جای زندگی نیست؛ هر غروب، دلتنگیات آرامآرام / در جانم ریشه میدواند. زیر متن یک خط تزیینی ظریف و کوچک قرار بگیرد. ترکیببندی متعادل باشد و نوشته روی پسزمینه خوانا بماند.