در حال بارگذاری...

یک تصویر افقی سینمایی با نسبت ۱۶:۹ و حالوهوای سورئال و غمگین بساز: جادهای خاکی و پیچدرپیچ در دشتی خشک و کوهستانی، میان صخرهها و تپههای تاریک، زیر آسمان ابری و سنگین هنگام گرگومیش. در پیشزمینه، پرندهای بسیار کوچک و بیپر، ظریف و آسیبپذیر اما بدون نمایش زخم، روی جاده راه میرود و با نور گرم نارنجی میدرخشد. از کنار پرنده رشتههایی از دود و نور طلایی و خیالانگیز به سمت بالا پیچوتاب بخورد. کمی عقبتر، انسانی جوان و هراسان در حال پریدن به سوی آسمان باشد؛ بدنش از زمین جدا، پاها معلق، دستها کاملا باز و سرش رو به نور، انگار با وجود ترس برای دیدهشدن پریده است. یک انسان تنها نیز در سمت چپ جاده پشت سر پرنده ایستاده و چند پیکر کوچک و دور در خطالرأس سمت راست از هم جدا راه میروند. ابرها شکافته باشند و نور طلایی ملایمی از شکاف آسمان روی پیکر در حال پرش و پرنده بتابد. ترکیببندی عریض با عمق زیاد، پرنده در پیشزمینه، انسان در حال پرش در بخش بالایی مرکز و جاده که چشم را به دوردست هدایت میکند. سبک نقاشی واقعگرایانه و شاعرانه، با جزئیات ظریف، نور گرگومیش پخششده، هاله نور دور پرنده و انسان، پالت آبی خاکستری، قهوهای تیره، صورتی غبارآلود و کهربایی، بافت سینمایی و دانههای ظریف فیلم؛ فضای تصویر باید آسیبپذیری، ترس، اشتیاق و امیدی تلخ را منتقل کند.