در حال بارگذاری
میخواهم داستانی را برایتان روایت کنم که یکی از عجیبترین پروندههایی بود که در بغداد روایت میشد. ماجرا از یک صندوق چوبی شروع شد. ماهیگیری که برای صید به دجله رفته بود، متوجه شد تورش به چیزی سنگین گیر کرده است. ابتدا تصور کرد تور به سنگ یا شاخهای در زیر آب گیر کرده، و یا صید خوبی به دام انداخته، اما وقتی آن را بیرون کشید، متوجه شد که یک صندوق چوبی قدیمی در تور گیر کرده است.صندوق خیس و سنگین بود. آن را به ساحل کشید و با زحمت درش را باز کرد. چند لحظه به داخل آن خیره ماند.صندوق خیس